در حیرتم … آیا تو هم در حیرتی ؟!

دخترک رو از پارسال از کانتکتام دیلیت کرده بودم، دوباره دیشب پی ام داده بود، برا شادان سکیرین فرستادم میگم سیوش کن یکی دو تا عکس پروفشو بده ببینم کدوم علافیه که من هم دیلیتش کردم هم میوت نوتی ... عکسای دخترک رو می فرسته و میگم شت باز این ...

تا ساعت 1 و 2 شب کانورسینشو باز نمی کنم باز می کنم و می بینم عکسشو فرستاده با دو تا پی ام فورواردی از خودش که بهم رای بده !

وات د هل ؟!!! وات د فاععععک؟! رای عنه ؟!!! پسر بیزارم از این کار، بیزارم، فکر کن مدت ها با کسی در ارتباط نباشی یهو بیاد یه همچین پی امی بده با 35 شیش سال سن انقدر آدم باید چیپ رفتار کنه ؟ خیلی حرصم گرفت خیلی، این مدت هم به خاطرم احترامی که به ده سال بزرگتر بودنش می ذاشتم بلاکش نکرده بودم چون واقعن تو مخم بود هر از چندگاهی پی ام دادناش با اینکه کیلیر هیستری می کردم ولی بازم خب ... دیشب که این حرکت رو زد خدایی خونم به جوش اومد و بلاک ...

شادان رفته بود چنل اونجایی کهب اید بهش رای می دادیم دیده بود به نفر دوم که ایشون شده بود 7 درصد تخفیف خرید از فلان فروشگاه رو می دادن. خب چس، تو واسه 7 درصد این چیپ بازی رو درآوردی ؟!!! آی دوووووو نات فاعععکین آندرستند یو، خب ؟!!!! بعد من اصن موندم بعد از این همه مدت وقتی با کسی در ارتباط نیستین چرا دیلیتش نمی کنین ؟! چه کاریه ؟! میذارین برا روز مبادا کار داشتین بیخ خِرِشو بگیرین ؟! خدایی ضایع بازیه ناموسن ضایع بازیه ... بعد هی ما هفتادیا رو مسخره می کنن، خب الان من یک درصد شعورم از این خانوم 60ی بیشتره که.

آخ دلم باز ابی خواست ...

امروز یا دیروز ؟ مسئله اینست !

ینی ناموسن دیرشب یه گیگ نت کوفتی رایگان داشتم دیگه خودمو خفه کردم باهاش 7 و هفت دیقه آخرین تایمی بود که رو گوشی م دیدم دیگه گمونم همون موقع ها خوابیدم. هرچی ویدیو و کلیپ تیو اینتا بود که عقده ی دیدنشونو داشتم زدم دیدم! یه مو از خرسی به نام ایرانگل کندن هم غنیمته پسر. از اون طرفم یازده یازدهو نیم پاشدم دیگه خوابم نبرد و الان رسمن دارم تو زمین و هوا به طور معلق سیر می کنم! سرشبی هم پای تلفن می فهمیدم دارم چرت میگم و کاملن تو خلسه به سر می برم و یهو سکوت می کردم چرتم می برد میم می گفت پرب؟! و به خودم میومدم و باز همینجوری می شدم! دیگه هیچی الان که باز از سرم پریده دهنم صافه تا خدومو بخوابونم، نپریده ها ولی کمرنگ شده !!!

آقا سر ظهرم بعد زا ناهار شال و کلاه کردیم سمت قلهک، یوخده خرید مرید کردیم بعد بچه ها گفتن بریم تجریش، من صادقانه می خواستم بریم اقدسیه و تا آف کوفتی هپی ساکس تموم نشده یکی دو تا جوراب بگیرم ولی خب تعداد اونا بیشتر شد و رفتیم تجریش :/ یه آقای کرد با یه ذره ته لهجه به نمی دونم کی گفت نگاه کن هم شهریمونه ! سربند سکه ایمو بسته بودمو بسکه چرک بودمو حموم نرفته بودم ! ترجیح دادم روسریمو عمامه ای ببندم، واسه همین گمون کرده بود کردم، چه یخال جذاب دلنشینی! کردها معرکه ن هم پوشششون هم فرهنگشون هم شعورشون... برگشتم گفتم نه متاسفانه همشهری نیستیم و اومدیم دیگه پی کارمون. بماند که رسمن تو خواب بودم و چشمام می سوخت از فرط بی خوابی. ولی دید زدن بازار تجریش سر پا نگهم داشته بود. دیگه داشتیم بر می گشتیم سمت خونه که یه دوست گرانمایه از کشور دوست و همسایه از کنارم رد شد و یه چیزایی بلغور کرد، دو تا ساک دستم بود یکی از یکی سنگین تر خدا شاهده چندین و چندبار با خودم سبک سنگینشون کردم و آخر گفتم ولش کن، وگرنه می خواستم بکوبم تو سر پُر از کاه و یونجه ش، ولی به خفه شو گه اضافی نخور بسنده کردم ...

رفته بود برامون پیراشکی بگیره مهمونمون کنه، گفت پرستو پسره رو وقتی ازش تشکر کردم گفت خواهش می کنم عزیز، منم چپ چپ نگاش کردم گفتم بله ؟! گفتم خوب کردی، گه می خوره کسی وقتی صمیمیتی باهاش نداری بخواد از الفاظی که مربوط به افراد نزدیک میشه استفاده کنه، می تونست بگه خواهش می کنم یا خواهش می کنم خانوم محترم. ولی تو نه عزیزشی نه هیچی، موقع بیرون اومدن هم من تشکر کردم گفت قربون شما، منم گفتم قربون مادرتون، همیشه افرادی که ربطی به من ندارن و قربونم میرن ازشون درخواست می کنم قربون مارد یا عمه شون برن، اینجوری شکیل تر هم هست. شرمنده اخلاق ورزشی تم! ولی اینا لاس کلامی در نظر من محسوب میشه و هیچ گونه ادب و احترامی در پی نداره... نمیگم آدم باید با همه بچنگه و یاغی گری از خودش بروز بده! ولی هرکی گلیمشو بیش از حدی که باید دراز می کنه باید زد دهنشو سرویس کرد. بعد بچه ها که رفتن مام یه دیقه اومدیم تو قائم پی جوراب شلواری، یه سری هم به گل فروشی زدیم اونتو، مردک فکر کرده بود تنهام رفتم تو و سلام و خسته نباشید گفتم همچین شل و ول و لش وارانه گفت به به سلام خانوم گل، همون لحظه مامز که اومد تو خودشو جمع کرد و خیلی شیک و محترمانه سلام علیک کرد :)) آخه عناقا، آخه گوز ترسو آخه بدبخت من جای نوه ت بودم فلان فلان شده، از این واژه ها به خانومت باید بگی و دخترها و نوه هات، نه من بیشعور که بعدش یکی دیگه بزرگتر بیاد تو مغازه زرد کنی ابله. حقیر بودن برخی از افراد واقعن منو به خنده وادار می کنه، انقدر بنده ی زیر شکمتونین ؟! از اونجا هم دیگه سنپ زدیم و برگشتیم. اولش به خاطر بوی بد سیگاری که توی فضای ماشین آقای راننده پیچیده بود می خواستم امتیاز بالا بهش بدم ولی یه کامنتم بذارم که بوی سیگارشون واقعن اذیت کرد، صادقانه هم قبل سوار کردن ما کشیده بودا، یکی دو تا هم ترک از حبیب خوند که دیگه واویلا، من نمی هرکاری می کنم نمی تونم با صدا و آهنگای این خدا بیامرز ارتباط برقرار کنم. اما بعدش پسر فول البوم ابی رو پلی کرد و منی که زا فشار سر درد سرمو پرت کرده بودم یه گوشه و چشامامو بسته بودم عین فنر از جا پریدم و زیر لب با ابی خوندمو خوندمو خوندم. موقع پیاده شدن هم این ترک شروع شد:

یه قاصد خبرم داد که خوابم که چه خوابی

به مستی شبو تا صبح خرابم چه خرابی ...

ناجوانمردانه بود خدایی ولی ترافیک یاری کرد و ما خیلی دیرتر از چیزی که باید رسیدیم و منِ همیشه حریصِ صدای ابی هی گوش کردم هی گوش کردم هی گوش کردم ...


سرگرمی،تفریحی،جالب،عجیب،عکس،آهنگ،فیلم،اس ام اس