امروز یا دیروز ؟ مسئله اینست !

هان چیه؟ داری یادآوری می کنی صبح اونقدری که فازم بود نشد بخوابم؟ آره باشه تو خوبی مغزِ گرامی رو مخ رونده تو خوبی و یادآوری هات، نخوابیدم به امید ظهر زنده بودم که ظهر هم نشد بخوابم الانم دلم خواب می خواد ولی حال خوابیدن ندارم تازه از حموم اومدم و تو نه که تمام جهان می دونن بیزارم از خوابیدن یا بیرون رفتن با موی خیس، همینجوری باید سیخ بشینم تا خشک شه. صبح خیلی دلم می خواست صبونه کره با مربای آلبالو بزنم ولی نکشید دیگه کشش ام واسه نیمرو کشیده شد و نیمرو زدم و با بغض لقمه هارو قورت می دادم، جو این فیلم کوفتی عجیب تن و روحمو گرفته بود بعدشم تا یه تکونی به خودم دادم آیفون رو زدن مهمون اومد دیگه نشستم به گلواژه گویی باهاشون و هی میم زبونشو گاز می گرفت و نخودی می خندید می گفت وای شما دخترا چقدر بی حیا شدین، این ذلیل نشده هم همین شده دهنش چاک و بند نداره. ذلیل نشده هم یک ذوقی می کرد مامانش از بی ادب بودنش تعریف و تمجید می کرد :))

 حالا یه دو تا دونه به بالزم گفتن بی ادبیه؟ من که ندارم بگم نگم گناهی بر گردنم نی !!! به همین سوی مانیتور قسم من همیشه یاد از نداشته هام می کنم و دایورتی م رو نداشته هامه ! هیچی دیگه تا اونا هم رفتن دیگه جمع و جور کردم و گرچه خواب تو همه ی وجودم رخنه کرده بود ولی خدایی می خوابیدم اون موقع تا یه هفته اسبی بود اعصابم.

بعدشم که غذا مذا درست کردم، ینی یه لنگم تو آشپزخونه اون یکی لنگ هم پی دیریم زدن و ماحصلش ایشون شدن... کتاب هم هنوز نتونستم بخونم داره اون روی اسبِ آبی وارانه م بالا میاد، پاشیم جمع کنیم تا خوابمون نبرده دو خط کتاب بخونیم ...



عشقِ اقیانوس و پری دریایی شدن می کُشه منو با این دلبری

امون از ماهیات،  عروس دریایی هات

ببین چه جور دلم افتاده به پات -_-

از هرچه بگذریم سخن "آبی" خوش تر است

و چیزی به ریلیز شدن ترک "آبی" شاهین لامروت هم نمونده و در درون وجود ما ولوله به پاست


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.