امروز یا دیروز ؟ مسئله اینست !

آقا جونم برات بگه صبح یه دیقه اومدم بعد از تمام حمالی ها و کتاب خوندن یه شورت چرت بزنم، خوابمم بردا زنگ زدن بیدارم کردن، اینا از یزید بدترن، یزید آبُ بست اینا خوابُ ! جفتش ناموسیه الان که فکر می کنم چون هم آب بازم هم خواب باز :/ هیچی ولش کن. ینی تو هوا فضا پاشدم گه گیجه گرفته بودم چی به چیه. دیگه پاشدم دیگه چشمت روز بد نبینه، اعصاب اسبی، ناهار رو زدم دیگه گفتم بخوابم که بازم نبرد، پاشدم خودمو بعد از ماه ها به عکس های ده ثانیه ای دلبرم دعوت کردم، این هیجان و روانی بازی ده ثانیه و پریدن روی تخت و قبلش روی نرمایشی گرمایشی فوکِس کردن :/ خب چه کاریه ؟! دیگه نمی دونم تا کِی داشتم جون می دادم بعدشم که خوابم برد از حجم خواب های چپندر قیچی از خواب بیدار شدمو سر درد ... تنها حضور گوجه گیلاسی بود که منو سر حال آرد. بازم اولش غریبی کرد و من تو دلم فحش رو کشیدم به جون مادر پدر گرامی ش که انقدر دیر به دیر میارنش ^.^

اما دیگه بعدش خل خل بازیاش رو شروع کرد دیگه هیچی کلی دیوونه بازی درآوردیم. این وسط بچه ی فنر تو باسن هم تا دلت بخواد کرم می ریخت و دیگه اون روی اسبی م داشت بالا میومد که پاشم یه لگد بکوبم تو باسنش بگیره بشینه. خدایی پسر بچه ها از یه تایمی به بعد خیلی وقیح و رو مخ رونده میشن. اون یکی کوچیکه هم که عین مغز متفکر می مونه فقط نگات می کنه لباشو غنچه می کنه و تو بغلت دو تا گوز میده یا گریه می کنه :/ یه لباس خری تنش بود پدسگ خر کوچلو یه کف دست هم نبود :(( جوراباش وای دو تا بند انگشت بود له شدم زیر بار این همه مینیاتوری بودن به خدا. بعدشم که رفتن و نشستم بند و بساطم رو پهن کردم. قسمت نمی دونم چندم شهرزاد رو دیدیم که کلن حواسم بهش نبود، شهاب هاش کم بودن ! بعدشم که شیرجه رو خندوانه. قطعن دلم می خواست ارژنگ و محمد نادری ببرن از بچگی از اون پویا امینی بدم میومد بسکه لوس بود، پسر آخه انقدر لوس ؟! بعد آخه تو "فیلش یاد هندستون کرده" رو بلد نیستی ؟ :/ خب بلد نیستی سکوت کن اون مهملات چی بود می بافتی ؟!

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.