تا این لحظه …

یکی نیست بگه از کله ی سحر نامجو گوش دادن پاشو خودتو جمع کن قرصی که باید ناشتا بخوری رو کوفت کن بعدشم یه صبونه ای چیزی بزن بشین سر کارُ بارات... هیچی ت به آدم نکشیده

ولی میدل نشون میدم به تمام جهان و به نامجو گوش دادن ادامه میدمو میرم سراغ کتاب تا چشمام گرم شه باز

یک روز به شیدایی دونه دونه تارهای سپید موهاتو میشمرم و به ازای هرکدوم یه ستاره تو دفترم می کشم ... دریای خزر گردم ماهی هات تو دلم شنا کنن ... محصول هنر گردم خواهی تو اگر جونم ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.