تا این لحظه …

یادم نمیاد قطاری که خواب دیدم درون شهری بود یا داشتم می رفتم یه جای دیگه هرچی بود قطار عجیب غریبی بود توی محورهای مربعی شکل حرکت می کرد از اون طرف هم یه جایی از خوابم داشتم یه بولدوزر شهرداری رو دیزاین می کردم !!! دیگه این یکی نوبرشه خدایی! یه عکس از هومن هم با خواهرش تو نت پیچیده بود پیژامه بود شلوار کردی بود چی بود هی دوستام نشونم می دادن می خندیدن هی کفری می شدم. 

خواب اون قطاره رو خیلی وقت پیش هم انگار دیده بودم. دیدی یه وقتایی از یه خواب دیگه ت یه خواب دیگه یادت میاد و می مونی اونو خواب دیده بودی یا مه توی همین خواب یه همچین چیزی رو دیدی؟! توضیحش سخته ولی اصلن بذار ببینم چه اهمیتی داره ... باید بخوابم باز الان خیلی زوده، هرچی بیشتر بهتر حداقل سردرد ندارم توی خواب، دردا همه شون برا بیدارین وقتی ...

یک روز از خواب پا میشی می بینی رفتی به باد

هیچکس دور و برت نیست همه رو بردی ز یاد

چندتا موی دیگه ت سپید شد ای مرد بی اساس

جشن تولد تو باز مجلس عزاس

بریدی از اساس ...

اینکه زاده ی آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی

اینکه لنگ در هوایی صبونه ت شده سیگار و چایی

"این که لنگ در هوام نه صبونه ای نه چایی ..." من حقیقتن توان تحمل این همه رو ندارم ...

یکی از اون قایق کاغذی ها اکثرن پشت اون دو تای دیگه قایم میشه و موقع ده هزارمین بار شمردنشون چشمم نمی بینه و جای ۱۳ تا ۱۲ تا نیشن و مجبورم برای ده هزار و یکمین بار بشمرم ...


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.