حریق سبزی .. بیا کنارم

بغضم‌ می گیره که تو خوابم به این فکر می کنم من هیچ وقت نه تو اسمم ناز داشت نه خودم بلد بودم ناز کنم... بغضم‌می گیره و میگم بیش از گذشته از هرچی اسمه که ناز داره عنم می گیره. اسمایی که ناز دارن و اسم پریسا همیشه حالت تهوع بهم می داده الان بیشتر ... 

باید حرف می زدم باید یه چیزی می گفتم چرا لالم چرا همه ش حرفای لعنتی م تایپ میشن چرا مثل آدم نمی تونم به زبون بیارم که انقدر خودمو شکنجه ندم.

از تمام اونایی که اسممو با اسم پریسا صدام می زنن شتم می گیره. یه خری نیست بهشون بگه پرستو

چه ربطی به پریسا داره؟ یاد اون دخترک اول دبیرستان میفتم. قرار بود توی هر کلاسی هرکی معدلش بیشتر شه بره برای کلاس های روبوکاپ و از اون طرف هم تو مسابقه شرکت کنه ... دقیقن معدل اون سال هم خودم هم دخترک رو مو به مو حفظم یادم نمیره با ریخت مغموم رفتم دفتر و گفتم من باید می رفتم خانوم چرا پریسا فلانی رو فرستادین؟ بعد گفت اع ؟ راست میگی تو معدلت بیشتر شده آخی حالا عب نداره! 19.86 شده بودم و اون نکبت 19.82 ... منِ لعنتی بیشتر بودم ولی چون بچه شلوغه من بودم آخرسر میدلشونو اینجوری بهم نشون دادن. اونم که رفت مسابقاتشو هیچ گهی نخورد و من به جهان پوچ مدیر و ناظم پوزخند زدم :)

من نه اسمم ناز داره نه خودم. که گاهی پیرهن مردونه می پوشم که به قول اون مثل لات ها تسبیح میندازم دستم و تو گردنم یه دختر نباید حرف های رکیک بزنه. که نباید وقتی عصبانی میشه از دست چیزی یا کسی فحش های کشدار بده، خب چه جوری قراره خالی شم؟ قبول کن که فحش حال میده، قبول کن و همه ی ما آدما اون پاستوریزه ترینه رو هم بگی یه روزی یه جایی دهنمون به فحش باز میشه. که خود تو فحش و بدُ بیراه میگی بعد به من میگی نگو؟ نمیشه که یاد می گیرم به هرحال :) که دختر نباید بگه اوح دمت گرم حال کردم. از بچگی با این حال کردن گفتنای من مشکل داشتن ولی من به هیچ جام نبود هیچ وقت. به موقعش از لذت می برم و بهم کیف داد هم استفاده می کنم، به موقعش متشکرم ممنون سپاسگزارم لطف کردین هم میگم ولی یه وقتایی حال میده بهم که بگم دمت گرم حال دادی خدایی مرسی مرسی و اگه کسی منو بشناسه می دونه اون دمت گرم گفتنم خیلی بیشتر از ته دلمه تا اون مودب بازی ای که از خودم بروز میدم و راستشم بخوای یه وقتایی حال می کنم از اینکه مودب میشم ولی به همون میزان فحش دادنم دوس دارم. خب حتمن تو اون لحظه واقعن حال کردم دیگه چی بگم خب؟

یه وقتایی از بچگی ساناز صدام می زنه یه روزایی هم می گفت شهناز! بابا بی خیال! هنوز متوجه چندش و تنفرم از اسم های نازدار نشدی؟ جهانم بوی گه می گیره دست خودم نیست همیشه بدم میومده الان بیشتر. که تو خوابم به این فکر می کردم .

برا چی ابی الان داره تو ذهنم اینو می خونه ؟

جهان کوچک من از تو زیباست هنوز از عطر لبخند تو سرمست

واسه تکرار اسم ساده ی توست صدایی از منِ عاشق اگر هست

منو نسپر به فصل رفته ی عشق نذار کم شم من از آینده ی تو

به من فرصت بده گم شم دوباره توی آغوش بخشاینده ی تو

به من فرصت بده برگردم از من به تو برگردمُ یار تو باشم

به من فرصت بده باز از سر نو دچار تو گرفتار تو باشم

به من فرصت بده رنگین کمون شم از آغوش تو تا معراج پرواز

حدیث ساده ی عشق توام من به پایانم نبر از نو بیاغاز ؟!

اصلن نمی دونم چندتا واژه رو این وسطا اشتباهی نوشتم تمام چیزیه که تو ذهنم بود ... حال و حس گوگل کردن هم مثل اکثر مواقع رو ندارم ... باید برم ابی گوش بدم یه کم ... آلبوم حسرت پرواز و خودمو با "حریق سبز" و "حنا خانوم" بسازم ...

که از رنگ صدات دریا شکفتُ نگاه من پر از رنگین کمون شد

تو از خاموشی دلگیر رویا صدام کردی صدام کردی دوباره

صدا کردی منو از بغض مهتاب از اندوه گلُ اشک ستاره

صدام کردی صدام کردی نگو نه اگرچه خسته و خاموش بودی

تو بودی و صدای تو صدام زد اگرچه دور و ظلمت کوش بودی

تو چیزی گفتیُ شب جای من شد من از نورُ غزل زیبا شدم باز

تو گیجُ ویج از خود گم شدن ها من از من مُردمو ... پیدا شدم باز ...

 

لعنتی چی تو صدات، تو ترانه هات، تو خاطره هایی که برامون ساختی هست که سیر نمیشم از آهنگات که هزاربارم گوش بدم باز ولع دارم.

از این تک بستر تنهایی عشق از این دنج سقوط آخر من

صدام کردی که برگردم به پرواز به اوج حس سبز باز تو بودن

صدام کردی که رو خاموشی من یه دامن یاس نورانی بپاشی

برهنه از هراسُ تازه از عشق توی آغوش جان من رها شی ...

 

وااااااای تا خرخره لبریزم از آهنگات لعنتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.