خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش ندی ای عشق …

وقتایی که بهم میگی دوسم داری یه تاج لیمویی با یه عالمه توت فرنگی ریزه میزه ی واقعنی روی سرم ظاهر میشه. با سرعت بیشتری کارامو انجام میدم، لباس قشنگ قشنگامو تنم می کنم و به همه ی بدبختی های دنیا الکی هم که شده لبخند می زنم، حتا اگه یه ذره هم حنای روی ناخونای دستم یا لاک روی پاهام پاک شده باشه حنا میذارم و لاک می زنم کلی هم گل و بلبل روش می کشم، موهامو شیتان پیتانی می کنم برات، رژ لب قرمزه رو می زنم و از اینکه باید دم به دیقه آشپزی کنم اصلن نمی نالم. اگه خوابم بیاد بیشتر بیدار می مونم تا بیشتر کتاب بخونم و زودتر تموم شه و باهات در موردش حرف بزنم اصلن کمتر می خوابم چون دلم می خواد لحظات بیشتری از زندگی م به بیدار بودن و با تو حرف زدن بگذره.


اما شاید خیلی وقته تاج لیمویی با توت فرنگی های واقعنی روی سرم سبز نشده، دلم می خواد انقدر زیاد بخوابم که روزهای زنده بودنم زودتر تموم شه و یا شاید به روزی برسیم که اگه از من میس کالی داری باهام تماس بگیری و ببینی اصلن چیکار داشتم نه که برات مهم نباشه و من از چشم انتظار بودن رَب و رُبم به یادم بیاد. مهم نیست حنای روی ناخنام کمرنگ شده چون من حوصله نکردم موقع ظرف شستن دستکش لیمویی هامو دستم کنم و آب و مایع ظرفشویی رنگ حناهامو کمرنگ کرده و پوست دستمو خشک ... جز لبلو آلبالویی م که اونم رنگی نداره و می زنم لبم خشک نشه حس و حال رژ زدن ندارم و کوچیکترین غم دنیا هم حتا اگه مربوط به فلان قاره و کشور باشه اشکمو در میاره. اینکه الان تی شرت سرمه ایه مو که خودم قیچی قیچی ش کردمو دوسش دارم چون شل و ول شده و شلوارک جینم که خودمو پاره پوره ش کردم و روش گل و بلبل و زنبور و ماهی و عروس دریایی و شمعدونی و هندونه و ابر و خورشید و گیلاس کشیدم پامه خیلی تصادفیه. چون سر کشوم نَنِشستم فکر کنم کدوم لباسمو بپوشم چون اصلن اهمیتی نداره وقتی قرار نیست بگی چه بامزه شدم یا نشدم تو این لباس ها.


جای تاج لیمویی با توت فرنگی های واقعنی که روش رشد می کنه، خودم از این هد بافتنی ها می بندم و منتظر می شینم ...



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.