در حیرتم از خودم و خر و خرما و خدا …

ما هرچقدر هم‌نخوایم یه سری صفاتی که بهمون به ارث رسیده رو یدک بکشیم باز هم یه جایی از دستمون در میره حتا اون صفاتی که تو پدر مادرهامون نقدشون می کنیم و ازشون رنج می کشیم وقتی ازشون سر می زنه. تا یه جایی به خودمون فشار میاریم که اونجوری رفتار نکنیم ولی بازم یه وقتایی دقیقن عین خودشون میشیم و بعد یا مامانه میگه مرده شورتو ببرن به اون مردیکه رفتی و یا باباهه میگه همه چیزوت به خونواده ی گند اونا کشیده.

البته این شامل خانواده های کاملن محترمی که در نهایت احترام با هم زندگی می کنن و افرادی مهربان توشون نقش آفرینی می کنن نمیشه قطعن...چون هر دو طرف اصولن صفاتشون خوب و باحاله و هیچ وقت کار انقدر بیخ پیدا نمی کنه که دم به دیقه برینن به همدیگه. در کل آقا وقتی از پس خودتون و رفتاراتون بر نیومدین تو رو خدا اقدام به فرزندآوری نکنین تو سر و کله ی هم بکوبین تا اینکه بعدها بخواین دهن باز کنین و سر اون موجود یا موجوداتی که اون وسط به دنیا آوردین رو بخورین.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.