در حیرتم از خویشتن خویش

حس اینو دارم كه مامان شیش هفت تا بوه ی عرعروی شیطونم كه هم باید حواسم پی جیشو پی پی كوچیكه باشه هم برم سر به وسطیه بزنم كه ببینم پیك شادی شو حل كرده یا نه؟

از اون طرف پسر بزرگه قراره امشب با نامزدش بیاین شام اینجا دارم خورشت كرفس درست می كنم و تو آشپزخونه سگ می زنه گربه می رقصه. هفت هشت كیلویی كرفس بلكه هم بیشتر بعدازظهری نشستم خرد كردم شستم الانم دارم سرخ می كنم تا یه ساعت دیگه هم شوهرم از سر كار میاد هنوز وقت نكردم یه دستی به سر و روم بكشم. جون از باسنم داره در میره خواهر. مرده هم زبون بسته الان از سر كار برسه جون تو تنش نیست بخواد كمكم كنه كه. خدا لال كنه اونی كه گفت بچه شیرینی زندگیه سگ توله ها دمار از روزگارم در آوردن دو روزه نتونستم صفحه اول یه كتاب رو بخونم جوونیام خونه ننه آقام كه بودم روزی یه كتاب می جوییدم الان وقت ندارم یه نوك پا تا مستراح برم.

وای وای همین الان خوار شوعرم زنگ زده داره عید دیدنی میاد. پاشم پاشم دو تا پیمونه بیشتر برنج خیس كنم شام نگهشون دارم وگرنه تا سال بعد تو فك و فامیل پشت سرم صفحه میذاره. دیگه جون تو تنم نیست خدایا یكی نیست بگه نونت نبود آبت نبود شوعر كردنت چی بود شوعرم كری بخوره فرق سرت این همه بچه چرا پس انداختی نرسی دو خط كتاب بخونی و شال گردنی چیزی ببافی و رومیزی ت رو خودت گلدوزی كنی.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.