در حیرتم از مرام این مردم پست … این طایفه ی زنده کش مرده پرست

یک هفته ی تمام کیسه ی کاهوها توی یخچال بود و هیچ از خدا بی خبری نرفت اینارو بشوره جمع کنه، دیشب تا من شستم جمع و جور کردم الان قوم تاتار ریختن روش. بیاین انقدر مفت خور نباشیم دیگه، یه ذره کار مفید هم انجام بدیم و حاصل دست رنج خودمونو بخوریم : )

گفته بودم فلان ساعت که بیرونم زنگ بزنین بهم تا من دارم خریدای خونه رو می کنم بگم چندتا سیب زمینی و فلان و بیسار رنده کنین تا به محض رسیدنم کتلت هارو درست کنم، و دریغ از اینکه تماسی دریافت کنم، مغرور تر از این حرفام که خودم زنگ بزنم بگم ال کنین بل کنین، اومدم خونه و تمامشو خودم درست کردمو تا الان طول کشید سرخ کردنشون و بماند چقدر غر شنیدم که ما گشنه مونه و فلان و بیسار. گشنه بودن یا نبودنتون از دایره ی اختیارات من واقعن خارجه، باسنتون رو تکون بدین و یه کاری کنین، فکر کنین ابله بیشعوری مثل من نیست و سر خونه زندگی خودشه به هر طریقی، اونوقت قرار بود از گرسنگی بمیرین ینی ؟! پسر حتا کیسه ی نون رو از تو فیریزر نذاشته بودن بیرون، من دردمو باید به کی بگم صادقانه؟

منم تا یه میزانی تحمل دارم، اگرچه همین الانشم درصد بالایی از این تحمل به اف یو سی کِی رفته، ولی خب دیگه ذره های آخرش هم داره مصرف میشه و قطعن کاسه ی صبرم لبریز میشه و چشمامو می بندمو دهنمو باز می کنم ... عالم و آدم می دونن من صبونه نخورم افت فشار شدید پیدا می کنم و سرگیجه های گهم میاد سراغم و اعصابم اسبی میشه، نه صبونه خوردم نه ناهار، به محض تموم شدن سرخ کردن کتلت ها ظرفارم شستم جمع کردم چپیدم تو اتاق که فقط دیگه نبینمشون و صداشونم که دائم دعوا دارن نشونم چون اگه بیشتر پیش بره قطعن تگری می زنم رو صورتاشون. والا بلا وظیفه ی من نیست واسم پای گاز و غذا واسه افرادی درست کنم که اینجارو با رستوران میان راهی اشتباه گرفتن. به این فکر می کنم که شب شوهرخاله هه قراره بیاد و از این غذا بخوره عوقم می گیره، دلم می خواد رو تک تک کتلت ها تف و فین کنم، میزان تنفرم ازش پایان ناپذیره.

از صبح هم باز پاشدن سر نعش من قرآن می خونن، دو بار رفتم در اتاق رو چنان کوبیدم و سفت بستم که صدای مزخرفشون رو مغزم راه نره ولی از رو نمیرن که، آدم وقتی سبک سر باشه همین میشه دیگه، بچه های مردم درس می خونن اینم درس می خونه. هه. دفعه ی بعدی قطعن تمام آهنگ هایی از شاهین که توی خفا گوش میدم که یه وقت به عقاید دیگران توهین نشه با صدای بلند پلی می کنم و مغزشون رو می ترکونم. به هرحال زدی ضربتی، ضربتی هم نوش کن دیگه. شعور خوب چیزیه که شما فقط از رعایت کردنش این رو می دونین که به افراد بی حجاب توهین کنین و خودتونو بالاتر بدونین چون چادر سرتون می کنین و یا کل قرآن رو از حفظ می تونین بخونین. جمع کنین تورو خدا، دارم بالا میارم، کمتر دیگران رو اذیت کنین این چیزا بخوره فرق سرتون. نه شب از دست شماها آدم خواب و آسایش داره نه دم صبح نه صبح نه ظهر، نماز خوندنتون یه عذابه نیم ساعت داد می زنین همدیگه رو برای وضو گرفتن بیدار کنین چهار ساعت غر می زنین و آدم با تپش قلب همه ش باید از خواب بپره.

می خوام بهت بگم آنچنان خشمی الان توی جونمه که هرکاری بگی از دستم بر میاد، واقعن دیگه خسته شدم، بابا جمع کنین برین خونه خودتون دیگه اه اه اه اه اه اه اه حال به هم زن ها، من که کلفت نوکر شماها نیستم بشورم بپزم بسابم بذارم جلوتون که، بعد حرف که میشه میگن تو که بیکاری انجام بده دیگه، بیکار هفت جد و آبادتونه، هرکی سرکار نمیره یعنی کلن بیکاره ؟! به خدا الانه که کله مو بکوبم توی کیبورد و خودمو خلاص کنم از دست هرچی زبون نفهمه.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.