در حیرتم … بیا خوبی کنُ تو هم در حیرت باش

من میگم شما می خوای چوبی هم تو باسن کسی بکنی اگه با لحن درست و مثل آدمیزاد بهش بگی عزیز جان دولا شو من این چوب رو بکنم تو باسنت اصلن هم درد داره همچین با رضایت قلبی انجام میده و چه بسا از چوبی که تو باسنش میره لذت هم می بره که بیا و ببین. ولی همینو با لحنی عین وحشی هایی که نه در اجتماع زندگی کردن نه دارای تمدن و شعور و فرهنگ هستن بگو خب معلومه طرف باسنشو منقبض می کنه دو تا هم با اون چوب می زنه تو صورتت ودِ فرار .

خداوکیلی نمی دونم چرا اینا نمی تونن درست و عین بقیه ی آدم ها درخواست هاشون رو مطرح کنن، انگار طلبکارن، خواهش ها و درخواست هاشون از صدتا جمله ی دستوری و فحش و بدُ بیراه تو سلول های انفرادی اوین بدتره. ما یه دوستی داشتیم از سگش از سگش از سگش چنان تعریف می کرد منو شادان دهنامون عین غار علیصدر باز می موند و جماعت بلیت تهیه می کردن میومدن تا ته لوزالمعده ی ما رو که از تعجب باز مونده بود ببین! یا ملت همچین دمِ در باسن بچه هاشون جان و جون می بندن و تعریف بچه شونو که بری ته و توشو در بیاری هیچ پخی هم نیستن می کنن آدم میگه کاش منو هم به فرزندی قبول کنین.من یه جوری باهام برخورد میشه خدایی حس می کنم از تو جوب گرفتنم :) که به خدا یکی رو از جوب هم بگیری بیاری بزرگ کنی دلت به حالش می سوزه حداقل عین آدم باهاش رفتار می کنی ... نمی فهمم درک نمی کنم... والا من گه اضافی نخوردم هوار بکشم آی ایها الناس منو به دنیا بیارین که عین سگ از به دنیا اومدنم به ولله پشیمونم. نمی دونم دیگه مغزم نمی کشه خدایی.

خدایا هرگز هیچ بچه ای از من به دنیا نیاد هرگز هرگز هرگز اگه قراره رفتارم انقدر حال به هم زن باشه باهاش. رفتارمم اگه قراره باهاش خوب باشه بازم به دنیا نیاد که من گه می خورم موجودی رو بیچاره و اسیر این جهان کنم.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.