دق که ندانی چیست گرفتم …

مغزمو نامجو بلعید مغزمو سابید مغزمو برد مغزم ترکید

سری آخر کوکو سیب زمینی ها سوخت. که دل درد می کنی به دل دردهای هفت روزم؟

من همه ش یه جفت دست می خواستم یکی رو شکمم که جلوی لگد زدنای این ماهی های وحشی رو بگیره و اون یکی حائل شه واسه گودی کمرم همین ... 

بمرانی گذشتن و رفتن پیوسته رو می خونه هر لحظه یه تیکه ی بزرگم از تنم جدا میشه و رها میشه توی یه حجمی که بیشتر سفید بود و الان به گندُ خون آغشته س ...

اون تلفن گهو قطع کن صدای زنگش رو مخمه

الان گوشی رو می گیره و تر می خوره به تایپم

دیدی گفتم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.