دیروز و امروز یا فردا ؟! مسئله اینست !

آقا حقیقتن پیش از این ها می خواستم بنویسم زودتر برم سراغ کتاب بعدشم خواب، امروز استراحتم به اندازه ی کافی نبوده و تلو تلو می زدم. فقط سر شبی یک ساعتم نشد یه دراز کشیدم اونم اِلارم گوشی زر و زورش رفت هوا لعنتی، خاموشش کرده بودم به خیال خودم ها نمی دونم چی شد... در حال دیدن فیلم "جادوگر شهر اُز" برای بار دوم و بعدشم از نیمه های "چه خوب شد برگشتی" و بعدشم یه فیلم چیپ! به اسم "رژیم طلایی" بودم که به نظر خودم خیلی مریلا زارعی کلاس خودشو پایین آورد و صد البته بازی های لوس و بی محتوای همیشگی آقای حیایی که به درد همون فیلم های سطح کلاس پایین ده نمکی و فیلم های دیگری چون "قلاده های طلا" می خوره :) حقیقتن نفهمیدم زمان چه جوری طی شد فقط ساعتو وقتی دیدم 05:01 هستش برق از باسنم پرید. نشسته بودم در عین حال سروقت بافتنی و دو ساعت بود در پی بستنی له له می زدم پا نمی شدم که، آخر سر هم از فشار دستشویی پاشدم وگرنه گمونم تا هفت و هشت صبح می نشستم.

آقا ظهریه ما رو بیدار کردن پاشو فلان کن بیسار کن، هی به روی خودم نیاوردم دیدم نه نمیشه مثکه، خب خدایی شم گناه داشتن دست تنها دیگه یه سری حرکات با غر و لند زدم، من بیزارم از این مسخره بازی ها و خونه تکونی ها، از اون طرف از کثیفی هم بیزارم، مثلن الان اتاقمو یه ذره باز دارم شلوغ می بینم سیستمم ریخته به هم ولی خب فعلن حسش هم نیست. خلاصه اینکه از وقتی بیدار شدم تا شیش غروب یه کله مثل چی رفتیم اینر اونور و کار انجام دادن دیگه نه شد بخوابم نه چیزی خورده بودم شیش هم یه صبونه سر پایی زدم. اونم اگه فشارم نیفتاده بود و سرگیجه بهم فشار نمیاورد نمی خوردم. بعدشم که جمع و جور شد یه نمه نشستم پای میل و کاموا و فیلم. نه نه البته اینا بعد از اون یک ساعت چسکی ای هستش که تونستم بخوابم...

ولی حالا خداوکیلی فیلم های ما کجا و اونا کجا. این مریلا زارعی با اون خفن بازی کردنش یا مهدی هاشمی باید این فیلم چرت رو بازی می کردن ؟! یعنی انقدر فیلمش مزخرف بود حتا دلم نمی خواد تایپمو حرومش کنم. اسم مزخرف، سناریو مزخرف واااااااای خدا منو بخور، اینا چرا این چرت و پرتارو می سازن اصلن ؟! ولی خب حقیقتن همچنان "چه خوب که برگشتی" یا شایدم "چه خوب شد برگشتی" ! برام جذابیت داشت مثل اون سال که توی سینما هم دیده بودمش خندیدم حقیقتن. 

الانم که پسر خواب از سر و کله مون پریده که چیکار کنیم :/


البته این عکسه برا دم غروبیه، سبزه تموم شد و به اون فیروزه ای زیبای دلبر رسیدم و پس از اون باز هم سبز ... اصلن این سبز و آبی و سبزآبی و فیروزه ای چی هستن که عالم همه دیوانه ی اوست ؟!


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.