دیگران نوشتند و ما خواندیم

این جریانه مغزمو از وقتی داشتم کتاب "خطای ستارگان بخت ما" رو می خوندم ذهنمو درگیر کرده بود منتها چون توی جام بودم حال تفحص در موردشو نداشتم دیشب پریشب که تا انتهای فیلمشو دیدم بین عر و ونگام اینم گوگل کردم، فارسی ش چیز باحالی زیاد نگفته در حد چند خط ولی به زبون اصلی ش بیش از اینا توضیح داده که خوندنش خالی از لطف نیست.

دارم هی با خودم هزار احتمال میدم که اگه من باشم چیکار می کنم؟ اون یک نفر رو میذارم بمیره یا اون 5 نفر رو ؟! البته اون وسط اول از همه داد می زنم هی بیشعور! هی بیشعورا! برید کنار !!! ولی خب گیریم هیچ کدوم امکان پذیر نباشه! اگه اون یه نفر کسی باشه که دوسش داشته باشم خب قطعن می خوام سر به تن اون 5 نفر نباشه، ولی اگه هم این یک نفر عزیز و دوست داشتنی م باشه و هم توی اون 5 نفر یکی از افراد از عزیزانم باشه چی؟! خیلی مسئله ی مزخرفیه مخمو چند شبه درگیر کرده ... بیشتر هم توی این داستان اون قسمت رو در نظر داشت که برای پیدا کردن راه حل برای مریضی ای چیزی، یک نفر قربانی شه بهتر از قربانی شدن چندین نفره !!! نمی دونم واقعن ... چون هم میشه نقضش کرد هم نه، به نظرم دو راهی نیست این مسئله، میلیون ها راهه و هر کدوم به یک اندازه رنج آور ...


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.