ماهیِ خسته ی من نذار که تنها بمونه

اکلیلای روی گردنم چسبیده به زبونتو لب هات. هر خنگی هم ببینه می فهمه داشتی چند ثانیه قبل تو گردن من نفس می کشیدی، ولی می زنیم زیرش ... زبونتم لازم نیست کسی ببینه که، لباتو قفل کن به همدیگه و جواب سوالاشونو با لبخند و سر تکون دادن بده. اکلیل های روی لب هاتم که مشکلی نیست اکلیله دیگه می ریزه اینور اونور! رو دامن منم ریخته ... دلیل نمیشه دامنم لکه دار شده باشه که ... بعد که رفتن همه شونو دوباره فوت کن تو گردنمو نفس کشیدن رو از سر بگیر و یه عالم دی اکسید کربن توی گردنم تولید کن و تمام اکسیژن هارو خودت یه تنه نفس بکش اونقدر که اکسیژن کم بیاد برای دَم های من و نفسم به تنگ بیاد و مجبور شی تنفس دهان به دهان بهم بدی ... اون موقع هم هرکی اومد دید میگیم که من باز نفسم بالا نمیومد و تو مجبور شدی این کار رو بکنی تازه تاقچه بالا میذاریم که لطف کردی و اگه اینکارُ نمی کردی من تا الان مُرده بودم ... اونا هم گول می خورن و کمتر پا پِی میشن ببینن جریان چی به چی بوده ...

یه چندتا اکلیل چسبیده پشت گوش هات و روی استخون پهلوت ... چه بهونه ای برا اینا بتراشیم ؟!




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.