نصف شبانه ها

باز پاشدم رفتم سروقت دفتر خاطرات نه سالگی تا ده یازده سالگی اینام. خدایی هیچ وقت تازگیشو برام از دست نمیده بسكه سوژه برا خندیدن داره.

هرچند خوندن اسامی یه سریا كه الان نیستن حالمو مكدر كرد ولی بازم با خل خلك بازیام نیشم باز شد ... باید یه روز عكس تمام صفحه هاشو بذارم جمعی رو دل شاد كنم :))


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.