و این چنین تصمیم به خودکشی گرفتم

از همون لباساس که وقتی بپوشم و باهاش چرخ بزنم و برقصم تو باید تر و فرز باشی و منو پرت کنی روی تخت و دامنشو بالا بزنی و روی شکمم پوف پوف کنی ها، از هموناس ... از خود خود خودشون.

حالا که فعلن من از این لباس ها ندارم و تو هم که همه ش خانومه میگه در دسترس نیستی و اگه بخوام می تونم پیغام صوتی بذارم. ابله نمی دونه من هیچ وقت اعتماد به نفس برای گذاشتن پیغام نداشتم، ویس چراها می تونم بفرستم اونم بسکه با خودم کلنجار رفتم ترسم ریخت ولی این یکی رو نه، هنوزم نتونستم ... من قول میدم بگردم از این لباسا پیدا کنم بپوشم چرخ بزنم باهاش تو هم قول بده این زنیکه دیگه نگه در دسترس نیستی بعد منو با یه حرکت پرت کن رو تخت و دامنمو بالا بزن و رو شکمم رو پوف پوفی کن و من ریسه برم از خنده ...




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.