و لذت پیچیدن باد میون شلوار سندبادی …

در من صمدی کله خراب تر از صمد اصلی زندگی می کند که بدش نمی آید علاوه بر شلوارهای گشادِ کسی چون او، کَمَکی هم ته لهجه داشت و بیش از این ها خودش را به دیوانگی می زد و انگشت شستش همیشه استوار و قائم گوشه ای ایستاده تا به مخالفانش نشانه رود و بعد راهش را بکشد و برود ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.