پیشنهادِ ویژه

اگه مترجم، کتاب رو توی صفحه ی اول به بچه های اوتیست تقدیم نمی کرد فکرشم نمی کردم این کتاب قراره در مورد اون ها باشه. توی تمام این دویست و نود و دو صفحه یک بار هم اشاره ای به این نشده که اِرلی قراره از اوتیسم رنج ببره یا نهایت لذت رو که اصلن اوتیسمی در کاره ... و تو ذره ای فکر نمی کنی اون جز اینکه بچه ی خیلی باهوش و با احساسی باشه که از روی ایمان به افکارش هرچی پیش میره بیشتر به هدفی که می خواد و چیزی که توی ذهنش هست نزدیک و نزدیک تر میشه سال ها از نگاه ها و حرف های بقیه چپیده تو گوشه ی دنج خودش و آب نبات های رنگی شو موقع ترس هاشو نگرانی هاشو غصه خوردن هاش شمرده و خودشو آروم کرده ...

 ماهی های تر و فِرزی که توی ذهن اِرلی شنا می کنن رو می تونم درک کنم ولی اینکه بخوام تو مشتم بگیرمشون و هدایتشون کنم که یه کم فقط یه کم آروم تر شنا کنن و پسرک آهسته تر پارو بزنه یا تصمیم هاشو آروم تر بگیره نه ... نمی تونم ... از پسشون بر نمیام. اون شبی که بدون دلیل و منطق و تمامن بر پایه ی حسی که توی وجودشه همه ی تکه های پازل رو کنار هم میذاره و پاشو توی یه کفش می کنه که برادرش زنده س و راه میفته میره دنبال کسی که سال ها پیش توی جنگ مُرده و الان جز چندتا عکس قدیمی و کاپ های قهرمانی ش که توی کمد مدرسه برق می زنن هیچ اطلاعات دیگه ای ازش در دسترس نیست باید شستم خبردار می شد هیچ آدم معمولی ای انقدر نترس بودن تیوی وجودش نیست ... ولی اون دلو می زنه به دریا و تمام جنگل ها و دریا هارو می گرده. با یه دوست که تمام کارهای اِرلی رو احمقانه تصور می کنه ولی با این حال دلش نمیاد از کنجکاوی دست برداره و دنبالش نره. خوشحالم از اینکه که صفحه های آخر دوستش و از همه مهم تر پروفسور استانتون ابله و همه شون سنگ روی یخ میشن و پسرکی که همیشه همه توی مدرسه ازش فاصله گرفتن و معلم ها از کلاس بیرونش کردن و ذره ای هم بهش توجه نکردن یه تو دهنی بزرگ به پروفسور استانتون ابله می زنه و مردک از خشم قرمز میشه.

 در ضمن اِرلی چنان قصه ی عدد پی رو تعریف می کنه که دلت نمیاد نخواد بدونی آخرش چی میشه و بعد از ممیز قراره چند هزارتا عدد پشت سر هم به صف بایستن. واسه خودش یه پا قصه گوئه و در لحظه چنان قصه هایی میگه که دزدای دریایی رو هم می تونه خواب کنه و تو با خودت فکر می کنی اگه دویست صفحه ی دیگه هم قصه می گفت بازم دلت نمیومد به این فکر کنی که این کتاب هم قراره یه روزی تموم شه و به صفحه ی آخرش برسیُ اشکِ همیشه دمِ مشکت در بیاد ...

 

نویسنده: کِلِر وَندرپول

مترجم: عطیه الحسینی

چاپ دوم

نشر پرتقال

15000 تومان

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.