.

یه اتاق زیر شیروونی شاید، شایدم خر پشته همونجا جای دستشویی که اینا میگن انباری ... شایدم از اون تخت دو طبقه ها بود که خانوم شاکری اینا داشتن و واسه وحید و پوریا بود و من همیشه حسرت داشتنشونو می خوردم. نمی دونم هرچی بود برای اولین بار روح و جسمم عاری از ترس ها و اضطراب ها و سترس هایی بود که به خوردم میدن... پلیور بنفش .... 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.