Gone Girl

فیلم باحالی بود و عالی پیش رفت، پر از هیجان و جذابیت ...

بذار یه کم خبیث حرف بزنیم و بگیم هرکاری که امی کرد بهترین کار ممکنه بود، شاید من و تو و ما از این جرات ها نداشته باشیم و وقتی خیانت ببینیم مثل خر سرمونو بکنیم زیر بالش و روزها و ماه ها و سال ها اشک بریزیم فقط و فقط اشک بریزیم و روزی صد بار خودمونو فحش بدیم. ولی اون این وسط یه کاری کرد هم دهن خودشو سرویس کرد هم دهن مَرده رو، کسی که خیانت می کنه باید سزای کارش رو ببینه، نه انقدر وحشیانه ولی باید ببینه ... کثافت کاری محضه وقتی به دروغ به یکی دیگه داری میگی دوستت دارم و دستاشو می گیری و کنارش می خوابی زیر سر یه کَس(های) دیگه رو هم داشته باشی.

کرکتر امی از لحاظ روانی بازی و کرم ریختن به دیگران دقیقن شین رو به تصویر می کشید، همونقدر حال به هم زن همونقدر چندش و همونقدر موذی که حتا به همجنس های خودشم دروغ تحویل میده و همه رو خر فرض می کنه و همیشه آدم ملوئه و خوبه ی قصه بود، با این تفاوت که شین همیشه خیانت کرد و هرگز خیانت ندید ...

نمی فهمم چه رفتار کثیفیه وقتی حالمون داره از یکی به هم می خوره و دیگه نمی تونیم تحملش کنیم داریم روزی ده بار گه می خوریم و باهاش ادامه میدیم ولی در عین حال میریم دنبال آدمای دیگه، گه می خوریم گه می خوریم، می تونی مثل آدم وایسی، چشم تو چشم طرف و بگی فلانی ازت متنفرم و باید برای همیشه به هم بزنیم. واسه چی گه گاری رو ادامه میدین و به این کثافت بازی دامن می زنین؟ حالم از اون صحنه به هم خورد وقتی نیک دخترکی که شاگردش بود رو همونطوری بوسید که زنش رو هم ... فکر کن خاطره هات با یه نفر رو به گه بکشونی و تو هوس هات و خیانت هات، خاطره هات با آدمی که یه روزی از عزیزانت بوده یا حداقل ادای اینو در میاوردی که از عزیزات بوده با یه کَس دیگه تکرار کنی ...

حتا اگه همین لحظه ای که با کسی کات کردین دو دقیقه بعدش یکی دیگه سر راهتون قرار گرفت و به همدیگه دل دادین، شرف داره به اینکه در عین حال با چندین نفر لاس بزنین و گه بالا بیارین. نمی دونم چرا وقتی حرف از خیانت میشه انقدر به هم می ریزم، سر همین بود وقتی فهمیدم در عین حال داره ناله های مستانه با چندین نفر سر میده خودمو از دوستی باهاش بیرون کشیدم، نمی دونم چطور یه آدم می تونه از همجنسش انقدر چندشش بشه ولی واقعن ازش چندشم شد سر کلاس وقتی حرف می زد و تن صداش رو آه و ناله ای برای استادا می کرد همونطور که برای دوست پسر(ها)ش می خواستم تگری بزنم رو تخته ی کلاس، جوری ازش متنفر شدم که انگار تمام این مدت به من داشت خیانت می کرد ...




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.